تبليغاتX
مهاجر آبی

 

 

۱- پول چرک دسته ؟!....   به نظر شما مظاهر فقر و ثروت چیست ؟

 

۲- نظر شما در مورد ضمیر ناخود آگاه انسانها چیست ؟                                                         

 

۳- نظر تان در مورد دو نفر یکی مادر شوهر و دیگری عروس چیه ؟

 

 

با تشکر از همه تان . لطفا من را در مورد این موضوعات راهنمایی کنید ...

 

لطفا از موضوعات بالا هر کدام اگر تمایل داشتید می توانید یه موضوع را انتخاب کنید ....

 

بسیار ممنونم ..........

نوشته شده توسط حسین در شنبه دوازدهم آبان 1386 ساعت 0:2 | لینک ثابت |

دريافتى از دعاى عرفه.سيد مهدى شجاعى‏

خدايا! به كه واگذارم مى‏كنى؟ به سوى كه مى‏فرستى‏ام؟ به سوى آشنايان و نزديكان تا از من ببرند و روى بگردانند يا به سوى غريبان و غريبه‏گان تا گره در ابرو بيفكنند و مرا از خويش برانند؟ يا به سوى آنان كه ضعف مرا مى‏خواهند و خوارى‏ام را طلب مى‏كنند؟


من به سوى ديگران دست دراز كنم؟ در حالى كه خداى من تويى و تويى كارساز و زمامدار من.
من شكوه از غربت و تنهايى و دورى‏ام را به دامن تو مى‏ريزيم و در آستان تو مى‏گريم و شكايت كارگزاران را به درگاه تو مى‏آورم. پس تو فقط روى غضبت را به من منمايان و خشمت را بر من فرو مريز كه باك من تنها از خشم توست و از هيچ كس جز تو نيست.


خداى من! تو پاك و منزهى و كرامت و عافيتت بر ما بال‏گستر است. پس اى پروردگار من! تو را به پرتو جمالت كه زمين و آسمان را روشن كرده است و ظلمتها را شكافته است و پيشينيان و نامدگان را اصلاح كرده است، سوگند مى‏دهم كه من را بر بستر خشمت نميرانى و كيفر و عقوبتت را بر من فرود نيارى.
حق خشنودى از آن توست. صلاح و فلاح را نگاه رضايت بار تو تعيين مى‏كند، تويى كه خشنودى و رستگارى را معنا مى‏كنى. خداى جز تو نيست....


اى آن كه با حلم خويش از گناهان بزرگ مى‏گذرى، اى آن كه از بام بردبارى خويش، پرده عفو بر جرائم سنگين مى‏كشى، اى آن كه بنده را به گناه، رسوا نمى‏كنى. اى آن كه با زلال عفو خويش، لكّه‏هاى ننگ بندگان را شستشو مى‏دهى. اى آن كه نعمتها را به فضل خويش، كمال مى‏بخشى. اى آن كه به كرامت، هداياى بى‏نظير، به بندگان عطا مى‏كنى.


اى توشه و توان سختى‏هايم! اى همدم تنهايى‏هايم! اى فريادرس غمها و غصه‏هايم! اى ولىّ نعمتهايم! اى پشت و پناهم در هجوم بيرحم مشكلات! اى مونس و مأمن و ياورم در كنج عزلت و تنهايى و بى‏كسى! اى تنها اميد و پناهگاهم در محاصره اندوه و غربت و خستگى! اى كسى كه هر چه دارم از توست و از كرامت بى‏انتهاى تو!

نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه دهم آبان 1386 ساعت 8:37 | لینک ثابت |

دلم برای کسی تنگ است

که افتاب صداقت را

به مهمانی گلهای باغ می اورد

وگیسوان بلندش را

                     _به بادها می داد

ودست های سپیدش را

                     به اب می بخشید

دلم برای کسی تنگ است

که چشمهای قشنگش را

به عمق ابی دریای واژگون می دوخت

وشعرهای خوشی چون پرندگان می خواند

دلم برای کسی تنگ است

که همچو کودک معصومی

دلش برای دلم می سوخت

ومهربانی را

                   _نثار من می کرد

دلم برای کسی تنگ است

که تا شمال ترین شمال با من رفت

ودر جنوب ترین جنوب با من بود

کسی که بی من ماند

کسی که با من نیست

کسی...

_دگر کافی است

 

 

این شعر  از طرف خواهرم مهناز که تقدیم کرده به بهترین دوستش که خیلی دلتنگشه

و الان رفته دانشگاه و اینکه میگه آرزو داره با اون هم دانشگاهی بشه . 

نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه دهم آبان 1386 ساعت 2:36 | لینک ثابت |

انسانها فطرتا" به دنبال كمال و زيبايي هستند. همه آدمها ، صداقت ، وفاداري ، خوش اخلاقي ،

 

مهرباني ، صبر و گذشت و فداكاري و خلاصه همه صفات پسنديده انساني و اخلاقي را دوست

 

مي دارند.

 

و همه ما دوست داريم صفات خوب انساني در وجودمان باشد و يا با افرادي كه داراي چنين

 

خصائلي هستند ارتباط و دوستي داشته باشيم. و ارتباط برقرار كردن با چنين افرادي مسرت

 

بخش و افتخار آفرين است و اين يك امر طبيعي است. ولي بايد قبول كنيم انسانها خصوصيات

 

خوب و بد را با هم دارند و بدون شك هر شخصي داراي نقاط ضعفي هم هست و اگر ما در

 

ارتباطات خودمان بخصوص روابط خانوادگي توانستيم خصوصيات منفي را هم تحمل كنيم

 

كار مهمي انجام داده ايم . بخصوص وقتي دم از دوستي و عشق مي زنيم بايد دقت

 

كنيم كه دوست داشتن خوبي ها امريست عادي و طبيعي  ولي اگر ما توانستيم كسي را با تمام

 

خصوصياتش بدون تفكيك آنها دوست بداريم مي توان گفت چون دوستي و عشق در ميان است

 

قادر به تحمل همه چيز هستيم. البته منظور اين نيست كه خصوصيات منفي را ناديده بگيريم بلكه

 

بايد در يك ارتباط سالم و در يك دوستي واقعي دو طرف سعي در رفع عيوب و رسيدن به كمال

 

را داشته باشند. منظور اين است كه وقتي در يك رابطه دوستانه و يا عاشقانه قرار مي گيريم

 

سعي كنيم ارزشهاي مثبت را زير ذره بين ببريم و آنها را بزرگ جلوه دهيم و برعكس نكات 

 

منفی را كوچك ببينيم و با گذشت و بردباري سعي در رفع مشكلات داشته باشيم.

 

بنظر من كساني كه با افراد معلول زندگي مي كنند نمونه كاملي از ايثار و فداكاري هستند كه

 

عشق را به اثبات رسانده اند زيرا تحمل يك نقص جسماني حتما" مستلزم داشتن عشق به جنبه

 

هاي مثبت ديگري بوده كه سبب ايجاد يك رابطه عاشقانه شده است.

 

نمونه ديگري از افراد فداكار كساني هستند كه با معتادين زندگي مي كنند و با عشق به خانواده و

 

زندگي سعي در بهبود معتاد دارند و يا افرادي كه با همسراني زندگي مي كنند كه داراي

 

مشکلات اخلاقي وياعيوبي ديگرهستند ولي به سادگي ازمشكلات فرارنميکننداين بنظرمن به دليل

 

عشق و محبت و دوستي است كه بعضي ها مي توانند به راحتي براي ديگران هزينه كنند.

 

در كل منظور من اين است كه سعي كنيم خودمان را طوري تغيير دهيم كه تاب و تحمل و 

 

ظرفیت مان بالا رود و از طرفي سعي كنيم نسل آينده وفرزندانمان را طوري تربيت كنيم كه كمي

 

صبورتر و با گذشت تر باشند. زيرا متاسفانه نسل امروز به دليل عدم صبر و گذشت و فداكاري

 

و شناخت صحيح از عشق  طوري تربيت شده كه با كوچكترين جرقه اي عاشق مي شود و با

 

كوچكترين مشكلي تنفر را جايگزين عشق مي كند و به عبارتي مي توان گفت ظرفيت جوانهاي

 

امروزي خيلي كم شده است و به همين دليل آمار طلاق افزايش يافته است.

 

بنظر من تنها راه حل اين معضل  اين است كه ياد بگيريم و ياد بدهيم كه صبر و گذشت و

 

بردباري جزيي از وظايف زندگي و روابط همه ما است و اين در نتيجه يك دوست داشتن واقعي

 

و خالصانه است . پس اگر كسي ادعاي دوستي مي كند بايد قبول داشته باشد كه همه چيز را با

 

هم بايد بپذيرد و لذا تاب تحمل كاستي ها را هم بايد داشته باشد. يكي از راههاي اثبات عشق و

 

دوستي مي تواند بردباري باشد و سعي در كمك كردن به ديگران براي رفع مشكل.

 

 و فرار از مشكلات فقط به دليل فقدان عشق و محبت است.        

نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه دهم آبان 1386 ساعت 2:17 | لینک ثابت |

 

گل مريم

 

به يادت آر

همان گلهاي مريم را كه خشكيدند در آرامگاه ذهنت

همان گل ها كه روزي از سر انگشتان تو بر دست من آرام لغزيدند

تو مي گفتي :

‹‹  زبان بگشا ، به من بنگر ، به من بنگر ››

ولي آه ندانستي

كه با خاموشي شرقي

تو را ...

هر روز من تا آسمان خداي عشق مي بردم .

به آواز بلند بي صدايي ها ، صدايت مي زدم هر بار

و كودك وار

صدايم را دوباره از در و ديوار مي چيدم

و نامت را

ميان دفترم از شرم

مخفف مي نوشتم ، ليك

ندانستي مرا ، آه ندانستي

(مريم محمود ، شاعره هموطن )

 

واژه هاي طاووسي عشق

 

وقتي پرندگان طاووسي عشق

(واژه ها )

از شاخسار لبانت

با بال اميد

تا ناكجاي احساسم

پرواز كنند

مي ترسم كه ابرهاي سفيد غرور و آزرم

شكوه پروازشان را

صادقانه بشكنند

( مريم محمود)

 

نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه دهم آبان 1386 ساعت 1:40 | لینک ثابت |

 

 

این روزها کارام به هم خورده است . یعنی دقیقا یک سال شده . وضعیت دانشگاهم مشخص نیست . از بی برنامه گی و منتظر موندن دارم خسته میشم . تا بهمن که وضعیتم مشخص بشه میخوام برم دنبال یه کاری ، که هم تجربه شود و هم تفریح .

 

کوپ مایر میگه :

کار انسان رو خسته نمی کند، بیکاری و رخوت، خسته کننده ترین کارهای جهان است .

از تنبلی و بی حوصله گی بپرهیز که این دو کلید هر بدی اند .   امام محمد باقر (ع)

 

خلوت دل با خواجه عبدا... انصاری قرن پنجم :

 

الهی، به حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که تو چنانی، دریاب که می توانی .

الهی، عمر خود به باد کردم و بر تن خود بیداد کردم . گفتی و فرمان نکردم، درماندم و درمان نکردم .

الهی، عاجز و سر گردانم، نه آنچه دارم دانم، نه آنچه دانم دارم .

الهی، اگر تو مرا خواستی، من آن خواستم که تو خواستی .

الهی، به بهشت و حور چه نازم، مرا دیده ای ده که از هر نظر بهشتی سازم .

الهی، در دلهای ما جز تخم محبت مکار و بر جان های ما جز الطاف و مرحمت خود منگار و بر کشت های ما جز باران رحمت خود مبار .

الهی، حجابهب از راه بردارو ما را به ما مگذار . 

یا علی مدد .....  

 

 

 

نوشته شده توسط حسین در سه شنبه هشتم آبان 1386 ساعت 9:53 | لینک ثابت |

 

 

خانه اي خواهم ساخت.
بَر ِ کوهي بلند،
آنقدر بلند، که به آسمان خدا نزديک باشد
تاگه گاهی که باران می بارد، قبل از هر کس
من آن را لمس کرده باشم
اينجا ،آسمان آبي تراست
خورشيد پرنورتر
وابرها بزرگتر
دور و بر خانه ام را ،گل و گياه خواهم کاشت
مرغ و خروس عاشق را، لانه اي خواهم داد.
تپه اي سبز در همين اطراف است
جاي تو و پيانوات روی آن تپه است
باران می بارد
وهمچنان کوهها صداي پيانوات را می شنوند.

ببخشید که شعرم خیلی زشت و مسخره است. شاید اصلا به شعر شبیه نباشه.من بی استعدادم.
ببخشید دیگه.

 

نوشته شده توسط حسین در سه شنبه هشتم آبان 1386 ساعت 9:2 | لینک ثابت |

   

 

انسان تا می تواند با ید ظرف دلش را بزرگ کند و دارای ظرفیت شود :

   

استادم می فرمودند:انسان اگر ظرفیت نداشته باشد...........  

 گاه انسان ظرفيّت ندارد وقتى محبّت شديدى در دل او ريخته مى‏شود مجنون مى‏شود، كنترل از دست مى‏رود چون ظرفيّت اين همه محبّت را ندارد. در خصوص خدا، انسان خدا را نمى‏بيند كه بگويد: به چشم و ابرو علاقه پيدا كرده، خدا را بايد شناخت بعد محبّت پيدا كرد. اگر ما خدا را بشناسيم با شناخت خدا ظرفيّت پيدا مى‏شود و با ظرفيّت محبّت مى‏آيد. محبّتش به خداى حكيم صحيح و عارفانه مى‏گردد و اگر معرفتش واقعى باشد در صراط مستقيم رفته باشد به جايى مى‏رسد كه محبّت به اندازه‏ى ظرفيّت است. در محبّتهاى واقعى كارهاى غير عقلايى از انسان صادر نمى‏شود و اگر بشود معلوم است فقط از يك بُعد به خدا محبّت پيدا كرده است وممکن است حزن واقعى و درونى باشد، چون اظهار نكرده است.

 ولى به دو دليل لازم است اظهار محبّت بشود:

1 ـ وقتى اظهار كرد شديد مى‏شود و وقتى اظهار نكرد از بين مى‏رود. شما بى‏تفاوت جلوى ضريح حضرت رضا   عليه‏السلام برويد و نگاه كنيد محبّتتان كم مى‏شود امّا به عكس محبّت نداشته باشيد به ضريح با محبّت نگاه كنيد محبّت زياد مى‏شود. اظهار محبّت براى شكوفا كردن محبّت لازم است.

     2 ـ انسان اگر محبّت دارد بايد اظهار كند امّا اظهار كردن فقط به زبان نيست، اطاعت است، با جان و دل قبول كردن است . خصوصا محبوب انسان خدا و امام باشد. تمام كارهايش منظّم روى حساب مى‏آيد و صحيح انجام مى‏شود لذا بايد اظهار محبّت كرد چه محبّت داشته باشد چه نداشته باشد. هميشه به خداى تعالى و ائمّه‏ى اطهار عليهم‏السلام بايد محبّت اظهار شود اگر شما زيارت نخوانيد، حرم نرويد، صلوات نفرستيد بعد از مدّتى مى‏بينيد اصلاً محبّت نداريد.

 

 

 

نوشته شده توسط حسین در سه شنبه هشتم آبان 1386 ساعت 0:24 | لینک ثابت |

احساس خریدنی نیست

 

پول می تواند:

 

تختخواب بخرد ولی خواب را نه!

کتاب بخرد ولی خردرا نه!

ساعت بخرد ولی زمان را نه!

شریک بخرد ولی رفیق واقعی را نه!

زیور آلات بخرد اما زیبایی را نه!

غذا بخرد ولی اشتها و خوردن را نه!

دارو بخرد ولی سلامتی را نه!

حلقه بخرد ولی عشق ازدواج را نه!

سرگرمی بخرد ولی خوشحالی دایمی را نه!

 

احساس خریدنی نیست .

 

کسانی که با زبان پول صحبت می کنند، خودشان را خیلی راحت می فروشند، ولی اشخاص با شخصیت درست فروشی نیستند .

رسیدن به پول هدف نیست، پول وسیله ای است برای رسیدن به هدف!

 

 

 

 

نوشته شده توسط حسین در دوشنبه هفتم آبان 1386 ساعت 23:35 | لینک ثابت |
 
business articles
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar