تبليغاتX
مهاجر آبی - خانه اي خواهم ساخت.

 

 

خانه اي خواهم ساخت.
بَر ِ کوهي بلند،
آنقدر بلند، که به آسمان خدا نزديک باشد
تاگه گاهی که باران می بارد، قبل از هر کس
من آن را لمس کرده باشم
اينجا ،آسمان آبي تراست
خورشيد پرنورتر
وابرها بزرگتر
دور و بر خانه ام را ،گل و گياه خواهم کاشت
مرغ و خروس عاشق را، لانه اي خواهم داد.
تپه اي سبز در همين اطراف است
جاي تو و پيانوات روی آن تپه است
باران می بارد
وهمچنان کوهها صداي پيانوات را می شنوند.

ببخشید که شعرم خیلی زشت و مسخره است. شاید اصلا به شعر شبیه نباشه.من بی استعدادم.
ببخشید دیگه.

 

نوشته شده توسط حسین در سه شنبه هشتم آبان 1386 ساعت 9:2 | لینک ثابت |
 
business articles
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar