تبليغاتX
مهاجر آبی - تلنگری بر روح

 

گل مريم

 

به يادت آر

همان گلهاي مريم را كه خشكيدند در آرامگاه ذهنت

همان گل ها كه روزي از سر انگشتان تو بر دست من آرام لغزيدند

تو مي گفتي :

‹‹  زبان بگشا ، به من بنگر ، به من بنگر ››

ولي آه ندانستي

كه با خاموشي شرقي

تو را ...

هر روز من تا آسمان خداي عشق مي بردم .

به آواز بلند بي صدايي ها ، صدايت مي زدم هر بار

و كودك وار

صدايم را دوباره از در و ديوار مي چيدم

و نامت را

ميان دفترم از شرم

مخفف مي نوشتم ، ليك

ندانستي مرا ، آه ندانستي

(مريم محمود ، شاعره هموطن )

 

واژه هاي طاووسي عشق

 

وقتي پرندگان طاووسي عشق

(واژه ها )

از شاخسار لبانت

با بال اميد

تا ناكجاي احساسم

پرواز كنند

مي ترسم كه ابرهاي سفيد غرور و آزرم

شكوه پروازشان را

صادقانه بشكنند

( مريم محمود)

 

نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه دهم آبان 1386 ساعت 1:40 | لینک ثابت |
 
business articles
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar