تبليغاتX
مهاجر آبی - دلم برای کسی تنگ است

دلم برای کسی تنگ است

که افتاب صداقت را

به مهمانی گلهای باغ می اورد

وگیسوان بلندش را

                     _به بادها می داد

ودست های سپیدش را

                     به اب می بخشید

دلم برای کسی تنگ است

که چشمهای قشنگش را

به عمق ابی دریای واژگون می دوخت

وشعرهای خوشی چون پرندگان می خواند

دلم برای کسی تنگ است

که همچو کودک معصومی

دلش برای دلم می سوخت

ومهربانی را

                   _نثار من می کرد

دلم برای کسی تنگ است

که تا شمال ترین شمال با من رفت

ودر جنوب ترین جنوب با من بود

کسی که بی من ماند

کسی که با من نیست

کسی...

_دگر کافی است

 

 

این شعر  از طرف خواهرم مهناز که تقدیم کرده به بهترین دوستش که خیلی دلتنگشه

و الان رفته دانشگاه و اینکه میگه آرزو داره با اون هم دانشگاهی بشه . 

نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه دهم آبان 1386 ساعت 2:36 | لینک ثابت |
 
business articles
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar