تبليغاتX
مهاجر آبی - تو خدایی اگر به خود آیی

دريافتى از دعاى عرفه.سيد مهدى شجاعى‏

خدايا! به كه واگذارم مى‏كنى؟ به سوى كه مى‏فرستى‏ام؟ به سوى آشنايان و نزديكان تا از من ببرند و روى بگردانند يا به سوى غريبان و غريبه‏گان تا گره در ابرو بيفكنند و مرا از خويش برانند؟ يا به سوى آنان كه ضعف مرا مى‏خواهند و خوارى‏ام را طلب مى‏كنند؟


من به سوى ديگران دست دراز كنم؟ در حالى كه خداى من تويى و تويى كارساز و زمامدار من.
من شكوه از غربت و تنهايى و دورى‏ام را به دامن تو مى‏ريزيم و در آستان تو مى‏گريم و شكايت كارگزاران را به درگاه تو مى‏آورم. پس تو فقط روى غضبت را به من منمايان و خشمت را بر من فرو مريز كه باك من تنها از خشم توست و از هيچ كس جز تو نيست.


خداى من! تو پاك و منزهى و كرامت و عافيتت بر ما بال‏گستر است. پس اى پروردگار من! تو را به پرتو جمالت كه زمين و آسمان را روشن كرده است و ظلمتها را شكافته است و پيشينيان و نامدگان را اصلاح كرده است، سوگند مى‏دهم كه من را بر بستر خشمت نميرانى و كيفر و عقوبتت را بر من فرود نيارى.
حق خشنودى از آن توست. صلاح و فلاح را نگاه رضايت بار تو تعيين مى‏كند، تويى كه خشنودى و رستگارى را معنا مى‏كنى. خداى جز تو نيست....


اى آن كه با حلم خويش از گناهان بزرگ مى‏گذرى، اى آن كه از بام بردبارى خويش، پرده عفو بر جرائم سنگين مى‏كشى، اى آن كه بنده را به گناه، رسوا نمى‏كنى. اى آن كه با زلال عفو خويش، لكّه‏هاى ننگ بندگان را شستشو مى‏دهى. اى آن كه نعمتها را به فضل خويش، كمال مى‏بخشى. اى آن كه به كرامت، هداياى بى‏نظير، به بندگان عطا مى‏كنى.


اى توشه و توان سختى‏هايم! اى همدم تنهايى‏هايم! اى فريادرس غمها و غصه‏هايم! اى ولىّ نعمتهايم! اى پشت و پناهم در هجوم بيرحم مشكلات! اى مونس و مأمن و ياورم در كنج عزلت و تنهايى و بى‏كسى! اى تنها اميد و پناهگاهم در محاصره اندوه و غربت و خستگى! اى كسى كه هر چه دارم از توست و از كرامت بى‏انتهاى تو!

نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه دهم آبان 1386 ساعت 8:37 | لینک ثابت |
 
business articles
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar