انسان تا می تواند با ید ظرف دلش را بزرگ کند و دارای ظرفیت شود :
استادم می فرمودند:انسان اگر ظرفیت نداشته باشد...........
گاه انسان ظرفيّت ندارد وقتى محبّت شديدى در دل او ريخته مىشود مجنون مىشود، كنترل از دست مىرود چون ظرفيّت اين همه محبّت را ندارد. در خصوص خدا، انسان خدا را نمىبيند كه بگويد: به چشم و ابرو علاقه پيدا كرده، خدا را بايد شناخت بعد محبّت پيدا كرد. اگر ما خدا را بشناسيم با شناخت خدا ظرفيّت پيدا مىشود و با ظرفيّت محبّت مىآيد. محبّتش به خداى حكيم صحيح و عارفانه مىگردد و اگر معرفتش واقعى باشد در صراط مستقيم رفته باشد به جايى مىرسد كه محبّت به اندازهى ظرفيّت است. در محبّتهاى واقعى كارهاى غير عقلايى از انسان صادر نمىشود و اگر بشود معلوم است فقط از يك بُعد به خدا محبّت پيدا كرده است وممکن است حزن واقعى و درونى باشد، چون اظهار نكرده است.
ولى به دو دليل لازم است اظهار محبّت بشود:
1 ـ وقتى اظهار كرد شديد مىشود و وقتى اظهار نكرد از بين مىرود. شما بىتفاوت جلوى ضريح حضرت رضا عليهالسلام برويد و نگاه كنيد محبّتتان كم مىشود امّا به عكس محبّت نداشته باشيد به ضريح با محبّت نگاه كنيد محبّت زياد مىشود. اظهار محبّت براى شكوفا كردن محبّت لازم است.
2 ـ انسان اگر محبّت دارد بايد اظهار كند امّا اظهار كردن فقط به زبان نيست، اطاعت است، با جان و دل قبول كردن است . خصوصا محبوب انسان خدا و امام باشد. تمام كارهايش منظّم روى حساب مىآيد و صحيح انجام مىشود لذا بايد اظهار محبّت كرد چه محبّت داشته باشد چه نداشته باشد. هميشه به خداى تعالى و ائمّهى اطهار عليهمالسلام بايد محبّت اظهار شود اگر شما زيارت نخوانيد، حرم نرويد، صلوات نفرستيد بعد از مدّتى مىبينيد اصلاً محبّت نداريد.
![]()
![]()
![]()

